X
تبلیغات
رایتل

هنوز در سفرم

چهارشنبه 23 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:17 ق.ظ

خط یک : اسرافیل بوق ندارد

+سال‌ها پیش کودکی را می‌شناختم که وقت‌های ِ زیادی را خاک‌بازی کرد. توی باغچه‌ی ِ تفت‌زده در شهر ِ کویری‌‌اش می‌نشست و خاک ِ سرد را ورانداز می‌کرد . دپو کردن خاک تمام نمی‌شد و بازی‌هایش هم.

 

+چشم‌ها را می‌بندیم، گوش‌ها را می‌گیریم و می‌دویم. شیطانک زشتی که کونش را گذاشته روی کتف‌مان مدام در ِ گوش‌مان جیغ می‌زند. می‌گوید بدو. می‌گوید باید برسی. می‌گوید الان است که بگویند تمام. داد بکشند برگه‌ها بالا. اسرافیل در بوقش فوت کند. می گوید اگر ندوی نمی‌رسی(به چی؟). رفتن رسیدن نیست لابد. #آپوکالیپس

 

+ دلم تنگ است برای کودک و باغچه‌ی داغش.