X
تبلیغات
رایتل

هنوز در سفرم

چهارشنبه 23 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 08:27 ب.ظ

خط دو : ده قرنه به مرد

هین ختم برین کن

 که چو خورشید برآمد

از حارس و

از دزد و

شب‌ ِ تار رهیدیم ...

رومی

 

+ شب ترس ندارد. ما آدم‌های ِ بالغ این را می‌دانیم.

 

+ راقم ِ این سطور مثل سگ از شب می‌ترسد. شب پرهیبی ست با هوهوی ِ ‌ویران‌کن باد (#بولدوزر) و زوزه‌ی گرگی ‌به ماه. سوز ِ سرما و نور‌ ِ سوبالای ِ پیکانی که از روبرو می‌آید. شب وقتی‌ست که هیچ‌کس فریاد نمی‌زند و

 

+ و می‌شود تخت خوابید. شب را می‌توانیم دایورت کنیم روی تخم‌مان و صبر کنیم تا فردا .فردا که به آفتاب سلامی دوباره خواهیم داد. مجبوریم صبر کنیم . مجبوریم بخوابیم.(#می‌فهمی؟) و گرنه

 

+و گرنه باید عمودی بیدار بمانیم. سر ِ دار. تا آخر ِ شب. منتظر باشیم که خلق‌الله بیدار می‌شوند و جای ِ نفرت و سنگ روی ِ تن‌مان را می‌بینند . از آن بالا در چشم‌شان نگاه می‌کنیم و لب‌خند می‌زنیم. با لب های ِ پاره.

 

+ ده قرن است که منتظریم هنوز. (دانلود شب+)

 

+ شب ترس ندارد اگر خوابیده باشیم. ما آدم‌های ِ بالغ این را می‌دانیم.