X
تبلیغات
رایتل

هنوز در سفرم

یکشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 09:55 ب.ظ

وقتی یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان

+ زرنجه‌های ِ لامارتینی . . .


+ چند ماه پیش پایان ِ یک دنیا را به چشم دیدم.  «گودر» دنیایی بود از زخم‌ها ، اشک‌ها ، بغض‌ها و زنجه‌موره ها.


+ افسرده‌ایم که زنجه‌موره را سر می‌دهیم. یا ادای ِ افسرده‌ها درمی‌آوریم. ادای ِ آدمهای ِ عاشق را لابد.


+افسردگی یعنی چیزی را در گذشته جاگذاشتن. یعنی نپذیرفتن رفته ها. یعنی نگذاشتن و نگذشتن آنچه را که دیگر نمی‌توان عاشق بود. افسردگی یعنی رنج کشیدن.


+ راستش علت باید در نگاهمان باشد #پارادایم‌ها . نپذیرفتن دنیا چنان که هست و انتظار داشتن آن -چنان که باید باشد-.


+ تدبیر جز این است که چس‌ناله‌یِ شبگیر کنیم.