X
تبلیغات
رایتل

هنوز در سفرم

دوشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 12:24 ق.ظ

دم

ولی مرگ نیست.
این را پیر ثانیه پوش می گوید
او لحظه ها را در مشتش می گیرد
و در گوششان می گوید «سلام» 
بویشان می کند و لبخند می زند
و رهاشان می کند که بروند.
لحظه ها را در مشتم می گیرم
به چشمان کورشان نگاه می کنم و لبخند می زنم
از بویشان مست می شوم.
باز فراموش می کنم لحظه ای را در مشت گرفته ام
و نمی دانم که لحظه از گرمای مشت من آب می شود
یا که از شرم پرواز می کند، فرار می کند
از پیر می پرسم چگونه یادش می ماند
چه گونه حساب لحظه ها را دارد
پیر ثانیه پوش پاسخ نمی دهد
هیچ نمی گوید
جز این که برای خود تکرار کند
ولی مرگ ...